گالیله ، گالیلئو  GALILEO,

در حضور دادگاه تفتیش عقاید ، ریاضی دان ، دانشمند و ستاره شناس بزرگ ایستاده است . او با ادای سخنان دروغ می خواهد به گناه کبیره اش ! اعتراف کند تا دادگاه او را ببخشد و از مرگ حتمی نجات یابد . براستی گناه کبیره ای که او انجام داد ه است چیست ؟ او چنین اعتراف کرد :

((من گالیلئو گالیله ، فرزند وین چفسو گالیله ، اهل فلورانس ، در این دادگاه زانو می زنم و در پیشگاه شما کاردینالهای مقدس عظیم الشان و روسای جامعه جهانی مسیحیت ، علیه هرگونه کفر و الحاد ، در برابر این انجیل مقدس سوگند یاد می کنم که همواره به کلیسای کاتولیک رم معتقد بوده ام و به یاری پروردگار بزرگ اعتقاد و ایمان دارم . دادگاه محترم به من فرمان داد که از عقاید کذب خود مبنی بر این که خورشید مرکز جهان است و زمین و سیارات به دور آن می چرخند ، دست بردارم و هیچ گاه و تحت هیچ عنوانی این عقیده را بیان نکنم و در انتشار آن نکوشم )).

گالیله در سال 1564 – همان سالی که ویلیام شکسپیر نویسنده شهیر انگلیسی به دنیا آمد – در پیزا از شهرهای ایتالیا چشم به جهان گشود . استعداد و نبوغ گالیله در کودکی کاملاً مشهود بود . او ذوق عجیبی در موسیقی داشت . به تشویق پدر ، رشته پزشکی را برگزید و به دانشگاه پیزا رفت . در بیست سالگی به اولین کشف خود دست یافت . او عقیده داشت با استفاده از حرکات نوسانی پاندول می توان ضربان قلب را اندازه گرفت .

در سال 1585 وضعیت مالی گالیله رو به وخامت گذاشت ، ولی از آنجا که در دوره تحصیل در دانشگاه دانشجوی ممتازی نبود ، دانشگاه به او کمکی نکرد . گالیله در این دوران از نظرات ارسطو درباره حرکت اجسام انتقاد کرد . این جسارت گالیله باعث شد تا دوک بزرگ توسکانی از او حمایت کند . به این ترتیب در بیست و پنج سالگی ، استاد ریاضی دانشگاه شد و این عمل در میان استادان دانشگاه سرو صدای زیادی را برپا کرد . اما گالیله ب ه آنها توجهی نکرد .

گالیله به ستاره شناسی نیز علاقه داشت و با تلسکوپ اختراعی خود ثابت کرد سیاره ها با ستارگان فرق دارند و توانست ارتفاع کوههای ماه را تقریبا اندازه گیری کند . او برای نخستین بار 4 قمر مشتری را کشف کرد ، ولی مخالفانش با لجبازی می گفتند :((چون پیشینیان به آن اشاره ای نکرده اند ، پس این اقمار وجود خارجی ندارند )).

با این حال او دست از عقایدش نکشید و همین عقاید باعث شدند که او را به دادگاه بکشانند و به مرگ محکوم کنند .

گالیله به سال 1642 در سن هفتاد و پنچ سالگی چشم از جهان فروبست او حتی تا آخرین روزهای زندگی تحت تعقیب کلیسا بود . می توان گفت گالیله غولی بود که نیوتن روی شانه هایش ایستاد و جهان را بهتر نگریست .

فیثاغورث PYTHEGORAS

فیثاغورث در 582 سال قبل از میلاد در شهر ساموس یونان به دنیا آمد .

هیچ دانش آموزی وجود ندارد که قضیه معروف او را نداند و در حل بعضی از مسائل هندسی از آن استفاده نکرده باشد .از قضیه فیثاغورث در اکثر رشته های علمی استفاده می شود .این قضیه ثابت می کند که در هر مثلث قائم الزاویه مجموع مربع های دو ضلع مجاور به زاویه قائمه مساوی با مربع وتر است .

مصری ها بدون آنکه قضیه فیثاغورث را بدانند از آن استفاده می کردند ،اما فیثاغورث اولین کسی بود که به برهان اساسی این قضیه پی برد .

فیثاغورث چندین بار به مصر سفر و از مراکز آموزشی آنجا دیدن کرد ،ولی سفرهای او به مذاق خیلیها جور نبود ،چون در سال 529 قبل از میلاد به دستور پلی کراتساس یونان به ایتالیا تبعید شد .او و پیروانش مکتبی را پایه ریزی کردند که از تساوی مذهبی در آن صحبت می شد .این گروه از طبقه اشراف ومشهور به فیثاغورثیان  بودند .آنها در خفا سوگند یاد کرده بودند ،به پیمانی که بسته اند وفادار بمانند .

فیثاغورثیان اعتقاد داشتند روح آدمی فنا ناپذیر است ،یعنی در طی سالیان بارها وبارها به زمین بر می گردد و در وجود آدمیان دیگری تجلی می کند آنها حتی معتقد به این اصل بودند که بین انسان و حیوان رابطه خاصی وجود دارد و گاهی روح انسان در جسم یک حیوان تجلی می کند .

فیثاغورث نیز مانند گالیله و کوپر نیک باور داشت که تمام سیارات به دور خورشید می چرخند و خورشید مرکز عالم است . او حتی به این نکته نیز عقیده داشت که تمام ستارگان و سیارات و اقمار به شکل کره هستند ، چرا ؟ جواب آن روشن است ، چون اعتقاد داشتند که کره کاملترین شکل هندسی است در میان فیثاغورثیان گروهی ریاضیدان ، ستاره شناس و زیست شناس وجود داشتند آنها کشفیات بزرگی انجام دادند ، مثلاً می توان به کشفیات اعصاب بینایی و شیپور استاش دستگاه شنوایی اشاره کرد . از جمله کارهای ارزنده ای که این گروه انجام دادند ، استفاده از علم ریاضیات در موسیقی است . آنها با استفاده ار نت آهنگی را می نواختند که شنیدن آن خالی از لطف نبود .

ارسطو ، حدود دو قرن بعد درباره فیثاغورثیان گفت :

((آنان تنها گروهی بودند که در خواندن و مطالعه و تکمیل ریاضیات کوشیدند و این علم را پایه ریزی کردند . آنها به این نکته معتقد بودند که قوانین حیات هر موجود زنده ای از اصول ریاضی پیروی می کند .

اقلیدس EUCLID

اقلیدس از مردم اسکندریه ، ریاضی دان و معلم زبان یونانی بود و در مدرسه سلطنتی اسکندریه مصر ریاضیات درس می داد . به اقلیدس ((پدر هندسه)) لقب داده اند ، چون او بنیانگذار هندسه ای به نام هندسه اقلیدسی است . او تمامی قضایایی را که ظاهراً هیچ استفاده ای از آنها نمی شد ، به صورت قضیه هایی که قابل درک و کامل باشند در آورد و تلاش بسیاری کرد تا با اثبات یک قضیه ، آن را به قضیه دیگری ارتباط دهد ، بدین ترتیب هر شاگرد ریاضی مجبور می شد برای اثبات مساله ریاضی تلاش کند .

اقلیدس به ماموران مالیاتی خدمت بزرگی کرد . در عهد باستان به مصر ((هدیه نیل )) می گفتند زیرا شهرت و اعتبار مصر باستان بیشتر به خاطر عظمت و بزرگی رود نیل بود ، ولی این رود هر ساله طغیان می کرد . البته این طغیان به سود اهالی بود چون رود گل آلود نیل که از دورترین کوههای آفریقا سرچشمه می گرفت تمام کشتزارهای مصر را می پوشاند و آنها را برای کشاورزی آماده می کرد ، ولی این طغیان ، کار ماموران وصول مالیات را سخت می کرد چون به این ترتیب حدود زمینهای زراعتی از بین می رفت و تعیین محدوده زمین مالکان مشکلات زیادی به بار می آورد . اگر قرار بود که مالیتها متناسب با محدوده زمین از مالکان مطالبه شوند ، اول باید مساحت زمین مشخص می شد . در این زمان ، هندسه که در زبان یونانی به معنی نقشه برداری زمین است به این مشکل اساسی پاسخ داد و مامورین مالیات با هندسه ، مساحت زمین هر مالک را حساب می کردند یعنی ابتدا هر زمین را به مثلثهای مختلف تقسیم می کردند ، بعد مجموع مساحتهای مثلث را جمع آوری می کردند و اندازه مساحت زمین را می گفتند و مالیات را وصول می کردند .

اقلیدس نتایج کارهای تالس ، فیثاغورث و افلاطون را جمع آوری و همه را بدقت مطالعه کرد . وی تعریف های ساده هندسی را که قواعد کلی نامیده می شدند به صورت مجموعه در آورد و همگی آنها را قضیه نامید .

آلبرت اینشتین می گوید :

((اگر شخصی در جوانی کتاب اصول اقلیدس را ندیده و نخوانده باشد ، نمی تواند پژوهشگر باشد )).

آبراهام لینکن ، رئیس جمهور آمریکا در چهل سالگی این کتاب را مطالعه کرد و آن را از نظر ریاضی بلکه از دیدگاه حقوقی و اجتماعی به کار بست .

مطالعه رشته های مختلف علمی مانند صوت ، نور ، کشتیرانی ، مکانیک ، پزشکی و زیست شناسی مستلزم دانش کافی از نظریه های اقلیدس است .


ارسطو ARISTOTLE  

ارسطو ،384 سال قبل از میلاد در شهر استاگیرا در شمال دریای اژه به دنیا آمد .پدرش از پزشکان مخصوص دربار پدر بزرگ اسکندر بود .

اسکندر در چهارده سالگی زیر نظر ارسطو به تعلیم مشغول شد .او که بعدها به اسکندر کبیر معروف شد ،در زمان داریوش سوم پادشاه هخامنشی به ایران حمله کرد و تخت جمشید و کتابخانه آنرا به آتش کشید .

ارسطو تحقیقات ابتدایی را نزد پدر دانشمندش فرا گرفت .پدر ارسطو که به استعداد فرزند پی برده بود ،علاقه داشت که او در رشته علوم طبیعی تحصیل کند .ارسطو در هفده سالگی به آتن سفر کرد .آن زمان آتن مرکز آموزش علوم بود .ارسطو در آتن زیر نظر افلاطون به کسب دانش پرداخت و در این زمان بود که نبوغ او ظاهر شد .تیزهوشی ارسطو او را پیش افلاطون عزیز کرده بود ،ولی دیری نگذشت که رابطه گرم آنها به سردی گرایید ،زیرا ارسطو بیشتر علاقه مند به آموختن موضوعهای تازه بود و دیگر سخنان افلاطون برایش کهنه شده بودند .او به زودی به آنچه که در انتظارش بود رسید ومشهور شد .

 ارسطو حدود چهار صد تا هزار جلد کتاب نوشته است و این حجم کتاب در زمانی که ماشین چاپ وجود نداشته ،رقم قابل ملاحظه ای است .محتوای این کتابها به قدری زیاد است که بعید به نظر می رسد او به تنهایی این کار را کرده باشد مگر اینکه از صبح تا شب مشغول نوشتن بوده باشد که این نیز بعید به نظر می رسد ،پس نتیجه میگیریم که در نوشتن این کتب آسمانی به ارسطو کمک می کرده اند .

ارسطو علاوه بر تالیف ، کارهای بسیار دیگری انجام داد ، از جمله حدود هزار نفر را برگزیده و به آنها ماموریت داده بود تا روانه آسیا و یونان شوند و گزارش مفصلی از زندگی انواع جانوران (خشکی و دریا ) تهیه کنند .

ارسطو در زمینه های زیست شناسی و جانور شناسی کشف های زیادی کرده است که همه آنها از نظر علمی ارزش فراوانی دارند . او بیشتر اوقات به مطالعه زندگی جانوران می پرداخت ، نتایج مطالعات او بسیار سودمند بودند . او حتی گاهی به کنار دریا می رفت و مشغول جمع آوری موجودات زنده می شد . او معتقد بود که هیچ چیز نمی تواند به خودی خود به وجود آید .

ارسطو اولین کسی است که به کالبد شکافی جانوران پرداخت و تفاوتهای موجود در ساختمان درونی آنها را پیدا کرد و به این ترتیب ثابت کرد که زیست شناسی ، تنها مطالعه درباره ساختمان خارجی جانوران نیست .

اما او همانقدر که در علم زیست شناسی تبحر داشت و در فلسفه استاد بود از علم فیزیک اطلاعات کمی داشت . او اعتقاد داشت که جهان از چهار عنصر آب ، باد ، خاک و آتش تشکیل شده است . همچنین معتقد بود این زمین است که مرکز جهان است و خورشید و سیارات دیگر به دور آن می چرخند .

ارسطو دانشمند بزرگی بود و شهرتش باعث می شد که نظریه هایش حتی اگر نادرست هم بودند ، پذیرفته شوند . او اعتقاد داشت هرچه خود می گوید درست است و دیگران اشتباه فکر می کنند . به همین دلیل وقتی کپلر ، اختر شناس آلمانی در سال 1609 به این نتیجه رسید که سیاره ها روی مسیر بیضی شکلی در حرکتند ، می ترسید که فرضیه اش تحت تاثیر نظریه های ارسطو نابود شوند . حتی گالیله با این که اعتقاد داشت زمین دور خورشید می چرخد ، در برابر دادگاه تفتیش عقاید خلاف آن را گفت تا از سوختن نجات پیدا کند .


ابو علی سینا

ابو علی سینا یکی از معروف ترین دانشمندان ایرانی است که سالها قبل کتابهایش در دانشگاه های اروپایی تدریس می شدند .او فیلسوف ،پزشک ،ریاضیدان ومنجم بود .

ابو علی سینا در سال 370 ه . ق در یکی از توابع بخارا به دنیا آمد .مادرش نام او را حسین گذاشت .ابوعلی سینا یا ابن سینا ،ملقب به شرف الملک وشیخ الرئیس ،از پنج سالگی شروع به درس خواندن کرد .او در بخارا نزد ابوعبدالله ناتلی منطق و پزشکی و ریاضی را فرا گرفت .هفده ساله بود که نوح بن منصور سامانی را درمان کرد وبا این عمل موجب شد که کتابخانه سلطنتی در اختیارش قرار گیرد .در بیست ودو  سالگی پدرش را از دست داد .درهمین ایام دولت سامانی رو به انقراض بود و غزنویان بر بخارا دست یافتند .در آن زمان سلطان محمود دانشمندان را به دربار خود فرا می خواند .ابو علی سینا از این امر سر باز زد و به گرگانج رفت وبه خدمت خوارزم شاه علی بن مأمون وسپس به خدمت جانشین او مأمون بن محمد پیوست و نزد آنان تقرب یافت .

پس از آنکه محمود غزنوی بر خوارزم تسلط یافت ،او پنهانی خوارزم را ترک گفت و سپس به فسا و ابیورد وطوس و گرگان رفت .در بازگشت از گرگان ،ابو عبید جرجانی به خدمت او پیوست .ابو علی سینا سفرهای بسیاری کرد تا اینکه در سال 404 ه. ق به ری رفت .بعد از 405 ه.ق به قزوین وسپس به همدان نزد شمس الدوله دیلمی رفت و وزیر شمس الدوله دیلمی شد .پس از مرگ شمس الدوله ،جانشین او سما الدوله ،ابن سینا را زندانی کرد .اندکی بعد، پس از آنکه غرامتی را که سما الدوله مقرر کرده بود پرداختند ،از زندان آزاد شد و به اصفهان نزد علا الدوله رفت و در آنجا مورد احترام قرار گرفت و به تدریس وتألیف پرداخت .سرانجام در سفری که با علا الدوله به همدان رفت، بر اثر بیماری قولنج در گذشت .

ابو علی سینا با دانشمندان بزر گ دیگری نیز در ارتباط بود .او در خوارزم با ابوریحان بیرونی ،ابوسهل مسیحی و ابونصر عراقی ارتباط داشت .از شاگردان ابو علی سینا می توان به ابوالحسن بهمنیار،ابن مرزبان ،ابن زیله ،ابو عبید ومعصومی اشاره کرد .

از تیز هوشی ابو علی سینا حکایتها نقل کرده اند ،اما او از بیان گفتار زشت وسخنان تند نسبت به فضلای معاصر خود و گاهی قدما ترس و واهمه نداشت .تا جایی که در سئوال و جوابهای علمی با ابوریحان سخنان درشتی بر زبان راند .

در شرق ،ابو علی سینا به عنوان فیلسوفی بزرگ و در غرب به عنوان پزشک شهرت دارد .در زمان حیات ،بوعلی را کافر می خواندند ،در حالی که وی اولین کسی است که در اسلام کتب جامع و منظم فلسفه نگاشته است .او اولین دانشمندی است که در ایران بعد از اسلام درباره تعلیم وتربیت آثاری نوشته است .از آثار فلسفی ابو علی سینا می توان به دانشنامه علائی و مبدا ومعاد اشاره کرد و نظریات تربیتی او در سه کتاب و به زبان عربی و به نام رساله تدابیر المنازل ،فن سوم از کتاب اول قانون و کتاب شفا آمده اند .کتاب قانون او در طب است .

آرامگاه ابو علی سینا در شهر همدان است .


محمود حسابی 

دکتر محمود حسابی ، دانشمند شهیر معاصر در سال 1281 ه.ش در تهران به دنیا آمد . خانواده وی اهل تفرش و سالها پیش به تهران مهاجرت کرده بودند . پدر بزرگ محمود سفیر ایران در عراق بود ، به همین دلیل او در چهار سالگی همراه با خانواده خود به بغداد و از آنجا به بیروت رفت و در آنجا تحصیلات دبستانی و دبیرستانی خود را به پایان رساند .

دکتر حسابی نوزده ساله بود که با کمک و فداکاری مادرش وارد دانشگاه شد و در رشته مهندسی راه و ساختمان فارغ التحصیل شد . او در بیروت تحصیلاتش را در رشته زیست شناسی و ستاره شناسی ادامه داد ، سپس از لبنان به فرانسه رفت و در فرانسه ابتدا در رشته مهندسی برق و سپس در رشته مهندسی معدن به تحصیل پرداخت و سرانجام دوره دکترای فیزیک را در دانشگاه سور بن فرانسه به پایان رساند . بعد ها دارالمعلمین به دانشسرای عالی و چندی بعد به دانشگاه تربیت معلم تغییر نام یافت . تا آن زمان در ایران رشته فیزیک در سطح دانشگاهی وجود نداشت . دکتر حسابی برای نخستین بار به تدریس آن پرداخت و در سال 1312 دکتر در تاسیس دانشگاه تهران شرکت کرد و ریاست دانشکده فنی را بر عهده گرفت . دانشکده فنی برای تربیت مهندسان ایرانی در نظر گرفته شده بود . استاد همچنین در دانشگاه تهران ، دانشکده علوم را تاسیس کرد و تقریبا دوازده سال رئیس آن دانشکده بود . وی همچنین چندین موسسه تحقیقاتی تاسیس کرد که از میان آنها می توان از مرکز اتمی دانشگاه تهران ، رصد خانه دانشگاه تهران ، موسسه ژئو فیزیک و ... نام برد .

دکتر حسابی را پدر آموزش فیزیک نوین ایران لقب داده اند . وی به زبانهای آلمانی ، عربی ، فرانسه و انگلیسی تسلط کامل داشت . دکتر حسابی همچنین شاگرد آلبرت اینشتین ، دانشمند بزرگ بود .

دکتر حسابی در سال 1371 چشم از جهان فرو بست . پیکرش را بنا بر وصیت خود او در تفرش به خاک سپردند .


بیرونی ، ابوریحان

هیچ دانش آموزی نیست که نام ابوریحان بیرونی برایش نا آشنا باشد . او دانشمند ، ریاضی دان ، منجم ، جغرافی دان و فیلسوف و جهانگردی بزرگ بود .

ابوریحان از مردم خوارزم بود و چون در بیرون از شهر خوارزم به دنیا آمد ، به بیرونی معروف شد .

ابوریحان در سال 362 ه.ق چشم به جهان گشود . او اوایل عمر را در خوارزم گذراند و سپس چند سالی در دربار شمس المعالی قابوس وشمگیر بود . بعد به خوارزم برگشت . او در زمان لشکر کشی سلطان محمود غزنوی به خوارزم در آنجا بود و همراه سلطان محمود به غزنه و سپس در جریان لشکر کشی سلطان محمود به هندوستان رفت.

ابوریحان در هند به معاشرت با دانشمندان هندی پرداخت و زبان سانسکریت را آموخت و طی این مدت به تالیف کتاب تحقیق ماللهند همت گماشت .

بیرونی دانشمندی بود محقق و نکته سنج ، افکارش تازه و نو بودند و به دانشمندان کنونی بیشتر نزدیک بود تا به دانشمندان نسل خودش . او همچنین در زمان حیاتش با بوعلی سینا نیز آشنا شد و مدتی را با هم به تحقیق و آزمایش پرداختند .

از تحقیقات ابوریحان می توان به گندمهایی که به تصاعد هندسی در خانه های شطرنج قرارداده می شوند ، ساده کردن تصویر جسمها برای تسطیع کره ، تعیین دقیق عرض و طول جغرافیایی شهرها ، تحقیق در جرم مخصوص و تعیین جرمهای مخصوص هیجده سنگ گرانبها و فلز اشاره کرد . بیرونی همچنین در زمانی که دانشمندان در اروپا اعتقاد به مرکزیت زمین داشتند ثابت کرد که زمین کروی است .

ابوریحان در هنگام مرگ هم دست از دانش اندوزی برنداشت و هنگامی که در بستر مرگ بود از دوست و همکارش تقاضا کرد که مساله ای علمی را که زمانی با هم درباره آن تحقیق می کردند ، باز گوید . هنگامی که دوستش با تعجب به او گفت :((اکنون چه وقت پرسیدن این مطلب است ؟)) ابوریحان پاسخ داد :((این مساله را بدانم و بمیرم یا نادانسته و نادان بمیرم ؟))

ابوریحان بیرونی در سال 440 ه.ق و در سن 70 سالگی در غزنه در گذشت .


خواجه نصیر الدین طوسی

خواجه نصیر الدین مشهور به محقق طوسی ، حکیم و دانشمند بزرگ ایران و جهان در سال 597 ه.ق در شهر طوس به دنیا آمد . او شیعه مذهب بود و هلاکو خان  را به عنوان وزیر خود انتخاب کرد . با کوشش خواجه نصیر الدین در آن زمان در مراغه ، رصد خانه ای با بیش از دوازده دستگاه و ابزار نجومی که با ابتکار او ساخته شده بود ، بنا شد که از شاهکارهای مراکز علمی جهان در قرون وسطای اروپا بود .

تیکو براهه منجم هلندی با تقلید از رصد خانه مراغه خواجه نصیر الدین طوسی ، رصد خانه ((اوزانین برگ )) را برپا کرد .

وی حدود هشتاد کتاب و رساله در نجوم ، ریاضیات ، فلسفه ، تفسیر و مسائل اجتماعی تالیف کرد . همچنین از کارهای معروف او در علوم می توان به وضع مثلثاتی و قضایای هندسه کروی ، تفهیم بی نهایت کوچکها و تکمیل نظریه ارشمیدس اشاره کرد .

از شاگردان او می توان به علامه حلی اشاره کرد که از او به عنوان استاد بشر یاد می کند . جورج سارتن از طوسی به عنوان بزرگترین ریاضی دان دنیای اسلام نام می برد و بروکلمن او را مشهورترین دانشمند قرن هفتم و بزرگترین مولف این قرن می داند . جامعه علمی به پاس خدمات ارزشمند او در ریاضیات و نجوم ، نامش را بر کره ماه ثبت کرد .

خواجه نصیرالدین طوسی در سال 627 ه.ق در شهر مقدس کاظمین در گذشت .


رازی زکریا

ابوبکر محمد بن زکریا معروف به رازی کاشف الکل ، در سال 251 ه.ق در ری متولد شد . در زمان رازی دانشمندان به کیمیا گری می پرداختند . رازی که ریاضیات ، ستاره شناسی و فلسفه را آموخنه بود ، به این علم علاقه مند شد و به کیمیا گری پرداخت . کیمیاگران می خواستند ماده ای به دست بیاورند تا به وسیله آن فلزات دیگر را به طلا تبدیل کنند .

رازی بر اثر آزمایشات مکرر به چشم درد مبتلا شد و از روی ناچاری به پزشک مراجعه کرد . پزشک برای معالجه چشمهای رازی ، 500 سکه طلا گرفت و سپس رو به او کرد و گفت «کیمیا این است نه آن که تو به دنبالش هستی »

این جمله مسیر زندگی رازی را عوض کرد و او به تحصیل پزشکی پرداخت و در این علم شهره خاص و عام شد . او مدتی ریاست بیمارستان ری و سپس ریاست بیمارستان بغداد را بر عهده داشت .

رازی اخلاق پسندیده ای داشت و گاهی بعضی از بیماران را رایگان معالجه می کرد . شهرت رازی در درمان بیماریها آنچنان فراگیر شد که امیران او را به دربار خود برای معالجه فرا می خواندند .

رازی علاوه بر معالجه بیماران و اداره بیمارستان ، تالیفات بسیاری نیز داشته است . او متجاوز از دویست کتاب نگاشته است . معروفترین اثر وی «الحاوی» است . او بر اثر آزمایشات فراوان توانست الکل را که اکنون در مصارف پزشکی و صنعتی از آن زیاد استفاده می شود ، کشف کند . رازی در اواخر عمر کور شد . ولی از تحقیقات خویش دست نکشید . رازی در سال 313 ه.ق در شهر ری در گذشت .